تبليغاتX
ضریــح مـقدس
 

«حرم » خانه من است. آشیانه مألوف تمام کبوترهای عرشی عاشق، که در این قاف قرب، به دیدار سیمرغ، مشرف شده اند. از هدهد هادی شده فرخنده سیر بپرسید اهل حرم بودن سهل نیست. اهلیتی می طلبد خارج از دایره دلیل و خیال. مهم، قبول صاحبخانه است. تنها حلقه بر در کوفتن، نشانه فوز نیست. حرم کعبه ای همیشه مفتوح است. زائر این خانه، تا سالک راه نباشد، به مقام تشرف هیچ گاه نایل نمی گردد. تشرف را تعریف نمی توان کرد. باید همه تن جان و همه جان  حس بود، تا دید آنچه نادیدنی است؛ و شنید آنچه ناشنیدنی است؛ و معجزه حرم، همین است.

حرم، نمونه کامل بهشت است. عطر حضور خدا در هر صحن و رواق، چون شمیم اردیبهشتی یک دسته گل محمدی، پیچیده است. مگر می توان از آستان قدس الهی به جایی دیگر رحل اقامت افکند؟ «آستان قدس رضوی» آستان قدس الهی است. دارالشفای رضوی است. زائرانش، همه بهشتی و خادمانش، همه رضوانی اند، حرم ادامه فاطمی «فدک» است. تداوم غربت «بقیع» است. اصلاً حرم، شبیه شمایل کربلاست.

سلام بر حرم که حریم همیشگی حرمت است، و سلام بر «آقا» که پناه همه بی کسان و دل شکستگان عالم است و حرمش دارالشفای همه بیماران است.

 

سلام آقا! شما مرا می شناسید. محبّ شما هستم، مجاور زار همیشگی ام. دوباره با قلبی شکسته و دلی پر از گناه و دستانی نیازمند به خانه تان آمدم. و برایتان یک دسته گل، اشک توبه آورده ام. آقا شما چقدر مهربانید! با چه کسی جز شما می توانم صمیمانه دردل کنم؟ من اگر یک روز به حرم نیایم و فاصله لبخند شما را با گامهای بلند گریه نپیمایم، آهسته آهسته مانند شمعی نیمه جان، تمام می شوم. شما مرا با مهربانی وسیع خود، بد عادت کرده اید. اصلاً به من می آید که هنگام دل پریشانی به سراغ خانه ای دیگر بروم؟ نه! اصلاً به شما می آید که جواب سلام مرا ندهید؟ هر کس که پای به مدینه ی «مشهـــد» می نهد، به عشق زیارت شما، زائر گشته است. پس مهمان شماست. شما مهمان نوازی را از پدر مهربانتان «علی (ع)» و مادر نازنینتان «فاطمه (س)» به ارث برده اید. راندن سائل، رسم خاندان معزز شما نیست. فکر می کنم تمام رحمانیت رحمان رحیم، در آباء و ابناء شما ذخیره الله گشته است. شما محبان خود را خوب می شناسید. لطفاً نام مرا هم در دفتر محبان و شیفتگان شیدای خود ثبت کنید، که سخت دیوانه کوی آل الله هستم. آقا! دیشب تمام حرفهایم را با شما با صدای صمیمی اشک گریه کردم، و اینک سبک تر از بال هر کبوتر به آستان قدس شما پای دل نهادم. مرا به شنیدن یک روضه، به تلاوت یک دعا، به قرائت یک سوره، مهمان حرم منور خویش سازید؛ تا با عاشوراترین هیأت، به یاد مادرتان زهرا (س)  حسین گونه بگریم. آخر آقا! شما بهتر از هر کسی می دانید که شیعه از اشک نیرو می گیرد و از روضه نشاط می یابد: شیعگی، به من آموخته است که هستی، سراسر فیض وجود است، و امام واسط الفیض فرش و عرش است. بر جمال جلالی و سراسر الهی امام علی بن موسی الرضا (ع)  صلوات ... «اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم».

می گویند زیارت حرم آقا امام رضا، حج عاشقان و مستمندان است. این را، همه عارفان علوی می دانند. من افتخار می کنم که مجاور آقا هستم. آقا جان امیدوارم لیاقت داشته باشم و تا آخر عمر در کنار شما بمانم.

واقعیتهایی از شفایافتگان حرم رضوی را تقدیم می کنم به محبان و زائرانی که بارها از معصوم رضا، بارها از رضای معصوم شفا گرفته و گرفته اید. زیر رواقها و شبستانهایش گریسته ایم؛ بار افلیج و بیماریهای لاعلاج درون را گرفته ایم. بارها و بارها و هنوز هم این چنین است و فردا هم... اما قصه شفایافتگان حدیثی است که باید با چشم دل آن را خواند. شفای آدمهایی که بیماری لاعلاج داشته و از تمامی مراکز به اصطلاح درمان رانده شده و به امامشان پناه برده و توسل جسته، و درمان از او خواسته، و در میان بهت و حیرت شاهدین به یکباره فریاد سلامت سر داده و این حدیثی نیست که با کلام و واژه تصویر شود، این چشمه معرفت و ایمان و یقین است که باید ببیند تا بداند و متواضعانه تر، فروتنانه تر و عاشقانه تر به درگاه معصومین و ائمه علیهم السلام سر فرود آورد و بنالد که خدایا در بندگی ات تواناییم ده و عملم را در جهت خود خالص فرما !

(دوستان خوبم با عرض پوزش در این پست داستانی ذکر نمیشه هم بدلیل طولانی شدن پست و هم به دلیل اینکه شما عزیزان بیشتر از این خسته نشید. اگه با این بلاگ موافق هستید نظرات مثبتتونو برام بزارید که مشوق من باشید.از همتون ممنونم که منو تنها نمی زارید.)

+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 مرداد1386ساعت 19:17  توسط ستاره تابناک |